کتاب سیر اندیشه های سیاسی در اسلام و غرب و تحول نهادهای اداری
درباره کتاب
کتاب سیر اندیشههای سیاسی در اسلام و غرب و تحول نهادهای اداری نوشته عبدالله توکلی، توسط انتشارات پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، برای دانشجویان رشته علوم سیاسی چاپ و منتشر شده است.
چکیده کتاب
این کتاب به بررسی سیر تحول اندیشهٔ سیاسی و نهادهای اداری در سنتهای اسلامی و غربی میپردازد. نویسنده با تحلیل دیدگاههای متفکرانی چون افلاطون، آگوستین، آکویناس، ماکیاولی، لاک، هگل و رالز در اندیشهٔ غرب، فارابی، غزالی، خواجهنصیرالدین طوسی، روزبهان، سید جمالالدین اسدآبادی و علامه نائینی در جهان اسلام، روند شکلگیری و دگرگونی این مفاهیم را در بستر تاریخی آنها دنبال میکند. چارچوب نظری پژوهش بر الگوی چهار مرحلهای توماس اسپرینگز استوار است: شناسایی مسئله، تبیین علل، ترسیم آرمان و ارائهٔ راهحل. این رویکرد امکان تحلیلی منسجم و نظاممند از تحولات فکری در زمینههای گوناگون تاریخی و فلسفی فراهم میسازد.
کتاب حاضر میتواند منبعی سودمند برای دانشجویان، پژوهشگران و علاقهمندان به حوزههای اندیشهٔ سیاسی و مدیریت دولتی باشد؛ بهویژه در درس «سیر اندیشههای سیاسی و تحول نهادهای اداری».
بخشی از کتاب
«تعریف اندیشهٔ سیاسی ؛زندگی در کلیت خود نوعی مبارزه است تاآنجاکه این مبارزه به مشکلات اجتماعی و ادارهٔ اجتماع مربوط گردد باید بهنحوی طریقهٔ حل خود را بپیماید. تفکر برای حل چنین مشکلات و معضلاتی را اندیشهٔ سیاسی گویند برایناساس اندیشهٔ سیاسی برخلاف دستگاههای فلسفی از نوع علی و برین نیستند و تا حد زیادی بر محور علایق و نیازهای اجتماعی شکل میگیرند؛ بنابراین اندیشهٔ سیاسی دو خصیصهٔ بارز را به همراه دارد. نخست واقعگرایی چون مشکلات ریشه در واقعیات زندگی دارند، اندیشهٔ سیاسی هم فارغ از تعلقات مکتبی در ذات خود واقعگرا است. دوم تجربهگرایی. تجربه محک نهایی اندیشهٔ سیاسی است. در سایهٔ این دو خصیصه میتوان گفت اندیشهٔ سیاسی دارای خاستگاه زیستی، اجتماعی، نظری و سیاسی است بدیننحو که شرایط زیست گروههای انسانی، تضاد منافع طبقاتی، گروههای دارای رابطهٔ مثبت با وسایل تولید با گروههای دارای رابطهٔ سلبی با وسایل تولید و گروههای مسلط با گروههای زیر سلطه به وجودآورندهٔ گرایشهای فکری متضاد میباشد. درواقع علت شکلگیری اندیشهٔ سیاسی واقعیات است. اقتضای طبیعت همچنین است که همواره علم از واقعیات عقبتر باشد. واقعیاتی مانند ظهور و سقوط رژیمها و امپراتوریها، جنگهای جهانی اول و دوم، پیدایش احزاب مختلف و جنبشهای گوناگون و تأسیس سازمانهای بینالمللی و منطقهای، گسترش نیروهای ناسیونالیسم و جنبشهای استقلالطلب جوامع موج سوم، رشد عقلانیت ابزاری و دیوانسالارانه شدن زندگی اجتماعی و سیاسی، آگاهی فزاینده از شکاف روبهافزایش میان کشورها و جنبشهای رهایی زنان نشاندهندهٔ این مطلب است که همگی در سیر تطور اندیشهٔ سیاسی اثرگذار و بهنحوی از اندیشهٔ سیاسی متأثر بودهاند. سیاست بهمعنی کارکرد حکومت یا دولت و ادارهٔ امور همگانی و فعالیت احزاب سیاسی و تدابیری که حکومتها بهمنظور ادارهٔ کشور اتخاذ میکنند همواره بر اساس دیدگاهها و اصولی مورد بررسی قرار میگیرد که میتوان مجموعهٔ آنها را اندیشهٔ سیاسی نامید و به بنیادهای فلسفی این دیدگاههای اصولی فلسفهٔ سیاسی گفته میشود.»


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.