کتاب بازسازی اندیشه دینی در اسلام
درباره کتاب
کتاب بازسازی اندیشه دینی در اسلام نوشته محمد اقبال لاهوری ترجمهی نسرین غلامحسینزاده، توسط انتشارات رسا، برای دانشجویان و علاقهمندان به فلسفه اسلامی و اندیشه دینی چاپ و منتشر شده است.
کتاب «بازسازی اندیشه دینی در اسلام» اثر علامه اقبال لاهوری، کوششی جسورانه برای پاسخ به مسائل نوین فکری و معنوی جهان اسلام در مواجهه با مدرنیته است. این کتاب مجموعهای از هفت گفتار اقبال است او سعی دارد تا بنیانهای نظری برای یک تجدید حیات فکری در جهان اسلام را پیریزی نماید. از همین سو، وی معتقد است ارتباط خداوند با جهان پیوسته و متداوم میباشد، نه موضعی و موقت، خدای اقبال، خدای ناظر و صانع نیست، خدای خالق و خلاق است.
اقبال با درک جامع خود از سنت فکری اسلامی و همچنین آشنایی گسترده با فلسفه غرب، به نقد رکود فکری حاکم بر جوامع اسلامی میپردازد و بسته شدن باب اجتهاد را یکی از عوامل اصلی این ایستایی میداند. او می گوید اسلام، شریعتی پویا است و اصول آن قابلیت انطباق با نیازهای زمانه را داراست، مشروط بر آنکه مسلمانان با جسارت به بازخوانی و بازاندیشی در میراث فکری خود بپردازند. از این سو، یکی از مسائل محوری در بازسازی اندیشه دینی در اسلام.، مسئله تجربه دینی است. اقبال تجربه دینی را نوعی معرفت مستقیم و بیواسطه از حقیقت میداند که میتواند منبع الهام و تحول باشد. او با بررسی دیدگاههای فلاسفه و عرفای اسلامی و غربی، بر اهمیت تجربه درونی و شهودی در فهم دین اشاره میکند و آن را در کنار عقل و وحی، یکی از منابع شناخت میشمارد.
اقبال در این کتاب به تحلیل مسائل فلسفی همچون مسئله خدا، جهان، انسان، و سرنوشت میپردازد. او با نگاهی نقادانه به برخی دیدگاههای کلامی و فلسفی، تلاش میکند تا برداشتی نو و سازگار با یافتههای علمی جدید از این مسائل ارائه دهد. مثلا در بحث از خدا، او به مسئله خلاقیت مستمر خداوند تأکید میکند و جهان را نه یک مخلوق ایستا، بلکه فرایندی پویا و در حال شدن میبیند. مسئله خودی یا من نیز از مسائل کانونی در اندیشه اقبال است که در این کتاب نیز به آن پرداخته میشود. او خودی را مرکز آگاهی و اراده انسان میداند و پرورش و تقویت آن را کلید رهایی و پیشرفت فرد و جامعه اسلامی میشمارد. در بحث از جامعه و سیاست، اقبال بر ضرورت بازگشت به اصول بنیادین اسلام، مانند عدالت، شورا، و برابری تأکید میکند و از مسلمانان میخواهد که با الهام از این اصول، نظامهای اجتماعی و سیاسی متناسب با نیازهای زمانه خود را بنا نهند. او با نقد تقلید کورکورانه از غرب و همچنین دوری از انزوا و واپسگرایی، راه میانه روی را پیشنهاد میکند که در آن، مسلمانان با حفظ هویت دینی خود، از دستاوردهای مثبت تمدن بشری حال چه در شرق باشد چه در غرب بهرهمند شوند.
در نهایت در کتاب «بازسازی اندیشه دینی در اسلام» اقبال به روشی بازسازننده نسبت به مفاهیم دینی توجه دارد نه به معنای احیاگری دینی، کتاب علاوه بر نقد گذشته چشماندازی برای آینده نیز ترسیم کرده است؛ آیندهای که در آن، اسلام به عنوان یک نیروی فکری قدرتمندانه حاضر شود.


نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.